عبور از پل – درس‌ھایی از پاناما

سپتامبر 8, 2017

به سومین و آخرین قسمت از مصاحبهی ما با نوئوا ناسیون خوش آمدید. در دو قسمت قبلی، درباره دشواری‌ھای روزنامه‌نگاری داده در کشوری مثل پاناما، گرفتاری‌ھای داده‌ھايی که بد فرمت شده‌اند و تھديدھای پیش روی کسانی که خواستار شفافیت ھستند صحبت کرديم. در بخش آخر، با آلفونسو و آنا درباره موفقیت‌ھای مورد علاقه‌شان و ابزارھایی که در روزنامه‌نگاری داده از آنھا استفاده میکنند صحبت می‌کنیم و آن‌ھا سخنان حکیمانه محکمی را برای حامیان نوپای داده باز دارند که اولین قدمھایشان را در دنیای شفافیت بر میدارند.

ھارشا: شما برای سازماندھی یا مصورسازی داده‌ھا از چه ابزارھایی استفاده میکنید؟

آلفونسو: ھسته طرح ما از طریق سیستمی به اسم سیکن (CKAN) انجام می‌شود. این ابزار اصلی سازماندھی است. سیکن کار سازماندھی را انجام میدھد و به ھر سندی نامی میدھد و در واقع به نوعی کتابخانه ماست. جايی است که ھمه داده‌ھا را آنجا میگذاريم. ال تابولاریو El​ ​Tabulario طرح تازه ماست. این اسم از کلمه لاتین تابولاریو می‌آيد که ساختمانی بود که در آن رومی‌ھای لوحه‌ھایشان را نگه میداشتند – یعنی لوحه‌ھا و اسناد ثبت سرشماری و اسناد مالی شھر را – که مھمترین اسنادشان بودند. اين ساختمان برای نگهداری اسناد و حفظ آنھا در برابر رطوبت و آتشسوزی ايجاد شده بود. فکر ما این است که یک محل ذخیره خانگی بسازیم که بتواند در برابر ھر چیزی مقاومت کند و ھیچ مھم نیست که در دنیای خارج چه چیزھايی داشته باشند. ما سیستمی داریم به اسم سایبر داک (CyberDuck) که آپلودکننده ما در مقیاس انبوه است. ما ھمه فایل‌ھایی را که سازماندھی کرده‌ایم فھرست می‌کنیم و سایبر داک آنھا را سازماندھی کرده و تغییر نام میدھد و آنھا را در تابولاریو میگذارد. برای سیستم توزیع، از میلچیمپ (MailChimp) استفاده می‌کنیم. این سیستم داده‌ھايی را درباره کاربرانتان به شما میدھد و اينکه بھترین راه ھدف قرار دادن آنھا چیست و آنھا چه چیزھایی را دوست دارند و چه چیزھایی را دوست ندارند و این فقط در مورد تحلیل داده‌ھای خام است. ما برنامه‌ھای نرم‌افزاری مختلفی داریم: تابولا...

آنا: اوپنریفاین (OpenRefine)

آلفونسو: من الان از اوپنریفاین استفاده می‌کنم چون آخِر...آنی تو از اين خبر نداری.آخر ھفته،فھرستی از تصویب‌ھا ھست که دفتر کنترل کننده تصویب کرده است و من ورود آن را به تابولا نظارت میکنم و آن را از طریق اوپن ریفاین پاکسازی میکنم تا ببینم چه شرکتی بیشترین تصویب‌ھا را داشته است. یک چیز دیگر: چه شرکتی بیشترین قراردادھا را میگیرد و چه شرکتی بیشترین تصویبھا را می گیرد و چرا؟ این‌ھا سؤال‌ھایی ھستند که با این ابزارھا به آنھا پاسخ می‌دھیم.

آنا: جدای داشتن مجموعه داده‌ھا دربارهی مجموعه داده‌ھا، یکی از طرحھای بسیار محبوب من در این طرح يک صفحه شھروندی است. این صفحه توضیحاتی دارد – يعنی توضیح میدھد که يک شعبه قانونگذاری چیست و بعد داده‌ھای مربوط به آن را ارائه میکند. در نتیجه، دادن اطلاعاتی که ممکن است شامل اين باشد که شعبه قانونگذاری فلان تعداد قانون را در سال تصویب کرده است و مطالبی از اين دست. این داده‌ھايی است که در فرمت csv به آن شکل نمیگنجد ولی اطلاعاتی را دربارهی دولت به شما میدھد تا شھروند عادی شما بتواند فھم بھتری از نحوهی کار این چیزھا داشته باشد. این چیزی است که من رویاش کار کردهام. ھر چه باشد، شما این را بین ما دو نفر میبینید. ما سعی میکنیم این را يک جوری حل کنیم و روز به روز اين کار را انجام دھیم. ولی نکتهی خوب ماجرا اين است که ھر دوی ما میتوانیم مستقل از ديگری روی آن کار کنیم و در این ھمکاری اعتماد فراوانی وجود دارد.

ھارشا: يکی از داستانھایی که مايهی رضايت شما بوده است را تعریف کنید و داستانی را بگويید که بدون داده‌ھا امکانپذیر نبوده است؟

آلفونسو: برای من که يک اقتصاددان سمج ھستم – يکی از موضوعاتی که عاشق دنبال کردنشان ھستم بدھی ملی است چون بدھی ملی بايد ھمیشه از طریق مالیات پرداخت شود. این مفھوم اساسی اقتصادی پشت بدھی است. اما مشکل این است که شھروندان ما کاملأ از اين رابطهی علی-معلولی آگاه نیستند. آنھا درک نمیکنند که بدھی بالا لزوماً و نه به شکل اختیاری در نھایت به معنای مالیاتھای بالاست. پیداست که مالیات بالاتر در کنار دولتی فاسد دستورالعملی عالی است برای فاجعه. اساساً ما يک مجموعهای را دربارهی بدھی ملی بیرون میدھیم چون دولت قبلی ما اين ذھنیت را داشت که کشور میتواند از طریق بدھی رشد کند. يعنی اگر این کار را به شکلی سازمانيافته، روشمند و به شکلی تقريباً وسواسی و با سماجت دنبال کنید میشود از نقدینگی آینده برای سرمايه‌گذاری زمان حال به شکلی استفاده کنید که بتوانید آن را به شکلی قطعی ادا کنید: تقاضای آينده به ھمراه عرضهی آینده. اين کار امکان دارد ولی دولت قبلی ما چنان در مديریت خزانهی عمومی بیملاحظه عمل کرد که میلیاردھا دلار را صرف طرحھایی کردند که ھرگز تمام نشدند و برای توسعهی کشور به شدت مھم بودند. مثلاً ما حفظ بدھیمان را تا صددرصد افزايش داديم. دولت قبلی بدھی ملی را دو برابر کرد و يکی از طرح‌ھايی که آنھا وعده داده بودند کلد چین (Cold​ ​Chain) نامیده میشد که سیستمی از انبارھا بود که در سراسر کشور پخش شده بودند و به طور خاص کامیون‌ھایی خريداری میکردند که غذا را جابهجا میکردند تا بتوانید غذا را به قیمتی پايین بفروشید. نصف اینھا ساخته شدند و ھیچ اھمیتی ھم نداشتند چون اجرايی نشدند. حالا ما يک میلیارد دلار بدھی داریم بابت ھیچ و به خاطر ھیچ داریم بھره میدھیم. برای من، اين تعریف حماقت ملی است. برای من، بسیار رضایتبخش است که این سلسلهی مرگ را منتشر کنیم و آھسته آھسته ولی با اطمینان فھم مردم را از این واقعیت بالا ببریم که با پرداختن دو يا سه يا پنج درصد روی سرمايه یا بدون ھیچ بازگشت سودی شما کمابیش در وضع اقتصادی بدی زندگی میکنید. اين موضوعی پیچیده است. توضیحاش ساده نیست چون يک نکته فھم قصه است و نکته ديگر درونی و ملکه شدن آن است. و این کار فقط باید مدام انجام شود. و نمیشود آن را به شیوهای منتگذارانه انجام داد. من میدانم که خوانندگانام باھوشاند ولی آنقدر وقت نگذاشتهاند که دربارهی این موضوع خاص مطالعه کنند. ولی اين مسیر بسیار جالبی است؛ اين نکته «میفھمم که شما باھوشايد ولی متوجه حرف من نمیشوید و این نکتهی مھمی است و شما به آن توجه نمیکنید». يک جايی وسط راه باید به قدر کافی صبور بود.

ھارشا: آنی، کدام داستان برای تو جالب است؟

آنا: داستان محبوب من چیزی است که آلفونسو نوشته است. در پاناما، ما ھر سال يک کارناوال داریم و در کارناوال مردم این تانکرھای بزرگ را میآورند و با آنھا روی مردم آب میپاشند چون پاناما خیلی ھوای گرمی دارد. سنت ماجرا قصهی درازی دارد. وقتی داستان نوشته شد، کارناوال در يک دورهی بارش باران بسیار کم اتفاق میافتاد. خشکسالی شدیدی بود و مردم مردد بودند که آیا باید از آب استفاده کنند يا نه – و آيا استفاده از آن کار درستی است يا نه. ما دادهھايی پیدا کردیم دربارهی اينکه در لوله کشیھايی که دولت باید به آنھا رسیدگی کند چقدر نشتی وجود دارد. معلوم شد که آبی که از طریق این نشتھا ھدر میرفت بسیار عظیم بود به ويژه در مقایسه با آبی که در کارناوال استفاده میشود.

آلفونسو: يعنی مقدارش یک ھزارم آن مقدار نشتی بود.

آنا: دقیقاً. با مطالعه اين تفاوت و با گفتن اينکه «ما بسیار از ھدر رفتن آب برای کارناوال عصبانی ھستیم ولی مسأله اصلی اين اتلاف آب است». این رھیافتی منحصر به فرد به گفتوگویی دربارهی اين موضوع بود که به قلب ريشهی اصلی مشکل ساختاری رسید و جايی که شھروندان باید به آن توجه میکردند و دولت باید کاری برایاش انجام میداد. آیا باید به شیوهای تسکینی از آب در کارناوال استفاده نکنیم يا دربارهی آبی که ھر روز تلف میشود حرف بزنیم به خاطر لوله‌کشی‌ھایی که دولت از آن‌ھا مراقبت نمی‌کند. این يکی از اولین داستان‌ھای داده ما بود و آلفونسو خیلی کار خوبی روی اين انجام داد.

آنا مندز و آلفونسو گریمالدو  – بنیانگذاران نوئوا ناسیون // منبع: مرکز روزنامه‌نگاری نايت در آمریکا

ھارشا: برای کسانی که سعی میکنند کاری مشابه کار شما انجام بدھند چه توصیه‌ای دارید؟

آنا: توصیه‌ھای زيادی ھست! اصلاً نمیدانم از کجا شروع کنم. ولی فکر می‌کنم اولین چیزی که باید بدانید دامنه کار شماست. تصور روشنی داشته باشید از اينکه مايل‌ايد اين کار را تا کجا ادامه دھید و آگاه باشید که اين تعھد بسیار عظیمی خواھد بود. ھمچنین دقت کنید که وقتی درخواست مجموعه داده‌ای را میکنیم اين مجموعه داده را برای ھمه در دسترس قرار دھید. ھمیشه وقتی با نیرويی سر و کار دارید که میخواھید کار مخالف شما را بکند، تعھد بسیاری بزرگی را باید تقبل کنید. متأسفانه در بسیاری از موارد، در جنوب جھانی (کشورھای درحال توسعه)، گرايشی در دولت‌ھا وجود دارد که آنطور که باید ضرورتاً گشوده نباشند. نمی‌گويم ھمه ولی گرايش کلی این است. تصور خوبی داشته باشید که با چه چیزی مواجه ھستید و شناخت خوبی از شبکهھایتان و دامنهی کارتان داشته باشید – و اینکه واقعاً چه کاری میخواھید انجام بدھید. واقعاً خوب درک کنید که با اين داده‌ھا میخواھید چه کاری را انجام بدھید. من و آلفونسو تکلیفمان روشن بود که علاقه‌ای به باز کردن داده‌ھا فقط به خاطر نفس کار نداشتیم. شما میتوانید روی کامپیوترتان يک فایل csv داشته باشید و اين فایل میتواند ھمانجا باقی بماند ولی اگر بشود کار عملی با این اعداد کرد و اين اعداد نتایج جھانی واقعی داشته باشند، فقط به خاطر نفس باز کردن داده‌ھا کلی کار روی دستتان خواھد بود.

دقت کنید که ھر کسی که با شما دارد کار میکند با اھداف شما ھمراستا و ھم‌نوا باشد. روزنامه‌نگاری به طور کلی کار دشواری است. مردم واقعاً روزنامه‌نگاران را دوست ندارند. به اين دلیل است که بسیاری از ماھا کشته می‌شويم. زندگی را برای خودتان سخت نکنید، دقت کنید که با تیمی کار کنید که ارزش‌ھای باز بودن، دموکراسی و شفافیت برایشان عزيز باشند. و کار سختی است – دلتان می‌خواھد فرياد بزنید، ھمه چیز را بشکنید، می‌خواھید کارتان را ول کنید. ولی در نھايت ارزش ھمه اينھا را دارد. در نتیجه در میان ھمه دشوارھای و مصايب به کارتان ادامه بدھید.

 آلفونسو: من یک توصیه عملی بکنم. اگر دارید یک رسانه روزنامه‌نگاری تازه را شروع میکنید، توصیه اصلی من این است که تلويزیون تبدیل به راديو شده است و رسانه‌ھای اجتماعی تبدیل به تلويزیون شده‌اند. یکی از دلايل اصلی اينکه نشریات جاافتاده به سختی خواننده پیدا میکنند اين است که اینھا برای دنیای تلويزیون‌ھا و صفحات کامپیوتری ساخته شده‌اند. ولی در عین حال ھمین الان مردم اطلاعات را از دستگاه‌ھای موبايلشان میگیرند. دغدغه اصلی نشریات باید دستگاه‌ھا و ابزارھای موبایل باشد و اينکه چطور داده‌ھا را آنجا عرضه کنند. اگر کسی نشريه‌ای را شروع میکند و نشریه‌ای چاپی راه میاندازد، من خنده‌ام میگیرد. در قرن بیست و يکم نمی‌شود چاپ داشته باشید. ھیچ معنايی ندارد. شايد بعضی از روزنامه‌ھای بوتیکی بتوانند از پس این کار بر بیايند. به نظر میرسد اين صنعت دارد می‌میرد. اگر روی داده باز کار میکنید، حساب و کتاب بسیار دقیق و سنجیدهای از ھمه اسنادی که دارید و ھمه اطلاعات درون آنھا داشته باشید. اين برای ما اتفاق افتاده است. ما اول ھمه داده‌ھا را جمع‌آوری کرديم و بعد شروع به مرور آنھا کرديم و متوجه شدیم حاوی چه چیزھايی است و آن را سازمانده کردیم. می‌خواھم به گذشته برگردم و لگدی به ماتحت خودم بزنم. ھر باری که به داده‌ھا نگاه میکردیم، باید اين‌ھا را توی کتابی چیزی ثبت میکرديم که شامل چه چیزی است که الان مجبور نشوم این تعداد عظیم اسناد را مرور کنم تا ببینم حاوی چه چیزھايی است. حتی اگر يک قطعه داده دارید، دقت کنید که خوب آن را سازماندھ کنید تا وقتی که شروع به دريافت داده‌ھای تازه کرديد، بدانید ھر چیزی باید کجا برود و آيا اين‌ھا کنار ھم جور می‌شوند يا نه. این توصیه عملی من است.

ھارشا: آنا و آلفونسو، خیلی ممنونم که وقت گذاشتید و با من درباره اين‌ھا حرف زديد. خسته نباشید!