رفتن مستقیم به محتوا

چرا خوزستان به کانون بحران بدل شده است؟

خوزستان این روزها کانون بحران تازه‌ای در ایران شده و بسیاری از شهرهای آن شاهد اعتراضات ضد حکومتی و واکنش مرگبار نیروهای امنیتی است. هرچند کمبود آب مردم خوزستان را به خیابان‌ها کشانده، معضل آب تنها یکی از بحران‌هایی است که خوزستان با آن روبرو است. 

استانی که با وجود منابع نفتی عظیم، دومین اقتصاد بزرگ ایران شناخته می‌شود، مردم آن نه تنها با بالاترین آمار فقر مطلق و فلاکت دست و پنجه نرم می‌کنند، بلکه این استان یکی از پایین‌ترین میزان‌ مشارکت در انتخابات را دارد. خوزستان در اعتراضات خونین آبان ۹۸، شاهد بیشترین تعداد کشته‌ها نیز بود.

خشکسالی

آخرین آمارهای مرکز ملی خشکسالی ایران نشان می‌دهد تا پایان بهار امسال، تنها ۱/۱ درصد مساحت خوزستان شرایط عادی داشته است و ۹۸/۹ درصد مساحت استان با درجات مختلف خشکسالی بلندمدت (۱۰ ساله) دست و پنجه نرم می‌کند. 

بالغ بر ۴۶ درصد مساحت خوزستان گرفتار «خشکسالی بسیار شدید» ۱۰ ساله است. سطح «خشکسالی شدید» حدود ۲۴ درصد مساحت استان را در بر می‌گیرد. کمی بیش از ۲۵ درصد مساحت خوزستان گرفتار «خشکسالی متوسط» است و کمتر از ۴ درصد باقی مانده با «خشکسالی خفیف» دست و پنجه نرم می‌کند. 

از این نظر خوزستان در مقام مقایسه با ۳۱ استان دیگر در رتبه سوم خشکسالی در سراسر ایران قرار دارد و بعد از هرمزگان دارای بالاترین سطح «خشکسالی بسیار شدید» در سراسر ایران است. 

 

لینک نمودار

نسبت خشکسالی بر اساس «شاخص SPEI» و بر اساس کاهش بارندگی در یک دوره ده ساله به نسبت وضعیت نرمال محاسبه شده است. 

اما بحران آب در خوزستان فراتر از این است. 

علاوه بر خوزستان استان‌های بالادست شمالی و شرقی این استان  هم با مشکل خشکسالی دست و پنجه نرم می‌کنند. کهگیلویه و بویراحمد در شرق خوزستان بالاترین نسبت خشکسالی را در سراسر ایران دارد. کاهش بارندگی در ۱۰ سال اخیر باعث شده ۹۹/۸ درصد مساحت استان کهگیلویه و بویراحمد گرفتار درجات مختلف خشکسالی شود. بیش از ۹۵ درصد مساحت چهارمحال و بختیاری هم گرفتار خشکسالی است. این نسبت در ایلام بیش از ۹۱ درصد است و در لرستان به حدود ۶۷ درصد می‌رسد.

سوء مدیریت منابع آب

خشکسالی و کاهش بارندگی یک روی بحران آب در خوزستان است. بحث سوء مدیریت منابع آب در استان خوزستان مهم‌ترین عامل بروز بحران در جنوب غرب ایران است. سدسازی بی‌رویه و بعضا مخرب (مانند گتوند) از یکسو، رشد چشمگیر کشاورزی و مصرف بی‌رویه آب در بالادست و انتقال آب از سوی دیگر جزو عوامل عمده شکل‌گیری بحران آب خوزستان به شمار می‌روند. 

آمارهای رسمی نشان می‌دهند وضعیت خوزستان هم از جهت مصرف آب‌های زیرزمینی و هم آب‌های ذخیره شده در سدها به شدت بحرانی است. 

طبق آمارهای منتشر شده در سالنامه آماری ۱۳۹۸ مرکز آمار ایران، حدود ۷۲ درصد حجم مصرف آب سدهای مخزنی کل کشور از ۱۰ سد مخزنی استان خوزستان گرفته می‌شود، در حالی که حجم آب ورودی به سدهای استان حدود ۵۲ درصد کل حجم آب ورودی به سدهای مخزنی کل کشور است.

 

لینک جدول

بحران اقتصادی

بحران آب و محیط زیست در خوزستان، تنها محدود به عوامل محیط زیستی نیست. شاخص‌ها و آمارهای رسمی نشان از شکنندگی وضعیت اقتصادی مردم خوزستان دارد. 

بر اساس گزارش مرکز آمار از حساب‌های منطقه‌ای سال ۱۳۹۸، چیزی حدود ۱۵ درصد ارزش افزوده اقتصاد ایران در خوزستان تولید می‌شود. از این جهت خوزستان بعد از تهران، دومین اقتصاد بزرگ ایران است، که البته سهم چندانی از آن نصیب مردم این استان نمی‌شود. 

مقایسه آمار درآمد و هزینه خانوار سال ۱۳۹۸ نشان می‌دهد متوسط درآمد خانوار در این استان حدود ۱۵درصد کمتر از متوسط کشور است. طبق این آمار متوسط درآمد مردم ۱۴ استان بیشتر از مردم خوزستان است. 

از نظر اشتغال هم وضعیت استان خوزستان به رغم وجود صنایع بزرگ تعریف چندانی ندارد. سال گذشته (سال ۱۳۹۹) خوزستان پنجمین استان ایران با بالاترین نرخ بیکاری بود. مرکز آمار نرخ بیکاری سال ۱۳۹۹ را در خوزستان ۱۳/۹درصد و در کل کشور ۹/۶ درصد محاسبه کرده است. 

نرخ تورم در خوزستان نیز بالاتر از بسیاری از استان‌ها است. طبق گزارش مرکز آمار در سال ۱۳۹۹ این استان پانزدهمین نرخ بالای تورم را در کل کشور داشته است. 

شدت تورم و بیکاری باعث شده تا خوزستان یکی از بالاترین آمار فلاکت را در سراسر ایران داشته باشد. محاسبات نشان می‌دهد خوزستان یکی از هفت استان ایران با شاخص فلاکت بالای ۵۰ است. 

آمار کنونی فقر مطلق در خوزستان نیز باید بالا باشد. آخرین آمار رسمی موجود از فقر، مربوط به پنج سال پیش است. این آمار نشان می‌دهد که در سال ۱۳۹۵، خوزستان یازدهمین استان ایران با بیشترین نسبت جمعیت فقیر بوده است.

برخورداری از امکانات

شاید تصور عمومی این باشد که به دلیل وجود تاسیسات نفتی، میزان برخورداری از امکانات خوزستان بالا است. اما شاخص‌ها خلاف این را نشان می‌دهند. 

به عنوان مثال میزان سرانه بودجه استانی خوزستان در سال ۱۴۰۰، به رغم تعریف پروژه‌های بزرگ عمرانی کمتر از ۹۶۳ هزار تومان به ازای هر شهروند است. 

میزان برخورداری از امکانات اجتماعی نیز در خوزستان پایین‌تر از بسیاری از مناطق کشور است. طبق آمارهای منتشر شده در سالنامه آماری ۱۴۰۰ مرکز آمار ایران، سرانه تخت بیمارستانی در این استان ۱/۵۳ تخت به ازای هر هزار نفر است، در حالی که این نسبت در کل کشور ۱/۶۴ تخت به ازای هر هزار نفر است. از نظر شاخص برخورداری از تخت بیمارستانی، خوزستان، در میان ۳۱ استان ایران، در رتبه بیستم قرار می‌گیرد. 

نارضایتی عمومی

در حال حاضر شرایط در کل کشور بحرانی است، اما آن طور که شاخص‌ها نشان می‌دهند شدت بحران و نارضایتی عمومی در استان خوزستان، به نسبت بالاتر از سایر مناطق کشور است. 

نمود این نارضایتی را می‌توان در وضعیت ملتهب خوزستان در اعتراضات چند سال اخیر دید. بنابر گزارش‌های سازمان عفو بین‌الملل، در جریان وقایع خون‌بار آبان ۹۸ خوزستان بیشترین تعداد کشته‌شدگان را در ایران داشت. 

اگر شاخص مشارکت در انتخابات را معیاری برای اندازه‌گیری میزان نارضایتی مردم در نظر بگیریم، از این نظر هم خوزستان در سال‌های گذشته یکی از پایین‌ترین میزان مشارکت را در کل کشور داشته است. 

در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶ خوزستان با نرخ مشارکت حدود ۵۷ درصدی ششمین نرخ مشارکت پایین را در سراسر کشور داشته است. 

نرخ مشارکت خوزستان در انتخابات مجلس یازدهم کمتر از ۴۳ درصد بود که یازدهمین نرخ مشارکت پایین در انتخابات اسفند ۹۸ به حساب می‌آید. 

در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ هم نرخ رسمی مشارکت استان کمتر از ۵۰ درصد بود. از این نظر خوزستان چهاردهمین استان با پایین‌ترین میزان مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری شمرده می‌شود.